• وبلاگ : خردمند
  • يادداشت : درد سر وبلاگ نويسي! ( من و عاشقي؟؟)
  • نظرات : 1 خصوصي ، 3 عمومي
  • تسبیح دیجیتال

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + يو YOU 

    با سلام عليكم و ... برو پايين حالشو ببر ميس كريتيو

    آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

    ابر با آن پوستين سرد نمناکش
    باغ بي برگي
    روز و شب تنهاست
    با سکوت پاک غمناکش
    ساز او باران
    سرودش باد
    جامه اش شولاي عرياني است
    ور جز اينش جامه اي بايد
    بافته بس شعله زر تار پودش باد
    گو برويد يا نمي رويد
    هر چه در هر جا که خواهد يا نمي خواهد
    باغبان و رهگذاري نيست
    باغ نوميدان
    چشم در راه بهاري نيست
    گر به رويش برگ لبخندي نمي رويد
    ور ز چشمش پرتو گرمي نمي تابد
    باغ بي برگي که مي گويد که زيبا نيست؟؟؟
    داستان از ميوه هاي سر به گردون ساي اينک خفته در تابوت پست خاک مي گويد
    باغ بي برگي
    خنده اش خوني است اشک آميز
    جاودان بر اسب يال افشان زردش مي چمد در آن
    پادشاه فصل ها پاييز
    + سارا 

    پس عاشق نيستي.......

    قربونت كه ما هم ياد كردي دوست قديم عزيزو جيگر

    پدر عشق بسوزه

    موفق باشي