• وبلاگ : خردمند
  • يادداشت : ... براي سالهاي پيريم!
  • نظرات : 0 خصوصي ، 10 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + Amir 

    عزيزم،

    مطلبي رو كه ميگي ساده نيست و هرگز جوابي هم براش پيدا نخواهي كرد تاريخ بشر و زندگي آدمهاي خاص رو اگه نگا كني و اصلا فلسفه اومدن اين همه دين و پيغمبر رو ، اونا اومدن كه يه جوري اين دنيا و گذر دوران رو توجيه و تشريح كنن ، اگرم دقت كني اون دين و فلسفه اي كه بهتر تونسته اينو توضيح بده عزيز تر بوده. زياد به اين گذر زمان و اين عجوزه پير بها نده به قول خودتآ“ از هواي آن طرف‌تر ها بگو. از روزگاري که بخواهي و نخواهي مي‌گذرد.

    گفتي: غزل بگو! چه بگويم؟ مجال کو؟
    شيرين من، براي غزل شور و حال کو؟

    پر مي زند دلم به هواي غزل، ولي
    گيرم هواي پر زدنم هست، بال کو؟

    گيرم به فال نيک بگيرم بهار را
    چشم و دلي براي تماشا و فال کو؟

    تقويم چارفصل دلم را ورق زدم
    آن برگهاي سبِِِِزِِِ سرآغاز سال کو؟

    رفتيم و پرسش دل ما بي جواب ماند
    حال سؤال و حوصله قيل و قال کو؟